الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

377

الغدير ( فارسي )

بعد گويد : و دهم به معناى اولى است ، خداى تعالى فرمايد : * ( فَالْيَوْمَ لا يُؤْخَذُ مِنْكُمْ فِدْيَةٌ وَلا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مَأْواكُمُ النَّارُ ، هِيَ مَوْلاكُمْ ) * . سپس شروع بابطال يكايك معانى مذكوره نموده و گويد : و مراد از ( مولى ) در حديث مزبور ، طاعت ( فرمانبردارى ) محضه و مخصوصه است ، پس وجه دهم متعيّن است و آن : « اولى » است ، و معناى ( فرمايش پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله ) چنين مىشود : هر كس كه من به او اولى ( سزاوارتر ) هستم از خود او ، على اولى ( سزاوارتر ) است به او . . و حافظ ، ابو الفرج ، يحيى بن سعيد ثقفى اصفهانى در كتاب خود ( بنام - مرج البحرين ) تصريح به اين معنى نموده . چه نامبرده اين حديث را باسناد خود از استادانش روايت نموده و در آن گويد : پس رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله دست علي عليه السّلام را گرفت و گفت : « من كنت وليّه و اولى به من نفسه فعلي وليّه » ، پس دانسته شد كه تمام معانى ( مولى ) به معناى دهم ( اولى ) باز گشت مينمايد و سخن آن جناب ( پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله ) نيز دلالت به همين معنى دارد : « ألست اولى بالمؤمنين من انفسهم » ؟ ( يعنى : آيا نه اينست كه من اولى بمؤمنين هستم از خودشان ؟ ) ، و اين نصّ صريحى است در اثبات امامت او ( على عليه السّلام ) و پذيرش طاعت او ، و همچنين سخن پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله : « و ادر الحقّ معه حيثما دار و كيفما دار » يعنى : « پروردگارا » او را محور و مدار حق قرار ده « تا آخر . . 5 - كمال الدين ابن طلحهء شافعى ، متوفاى 654 در « مطالب السئول » ص 16 بعد از ذكر حديث غدير و نزول آيهء تبليغ در آن باره ، گويد : پس قول رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله : « من كنت مولاه فعلى مولاه » مشتمل بر لفظ « من » ( هر كس ) مىباشد و اين لفظ داراى معناى عمومى است ، پس اقتضا دارد اين معنى را كه : هر انسانى كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله مولاى او بوده ، على عليه السّلام مولاى او است ، و حديث مزبور مشتمل بر لفظ ( مولى ) است . و اين لفظ در قبال معانى متعدد استعمال شده كه در قرآن كريم به آن معانى استعمال شده ، يك بار به معناى اولى آمده : خداى تعالى درباره منافقين فرموده : * ( مَأْواكُمُ النَّارُ هِيَ مَوْلاكُمْ ) * يعنى : « اولى بكم »